کعبه کریمان


                                                              کعبه کریمان


    

       سرگشته وحیران این صحاری تفتیده ،ازپس هزاره ها آمده ام به طواف خانه ای کعب گونه سرشار ازاسراروخالی ازپندار.این خانه قرنها نه که هزاران سال است به سکوتی وهم آلود نشسته به نظاره زائرین مشتاق که آرزوها وآمالشان را مرکب حضور ساخته تادرجوار این سازه سنگی تن به امواج طواف بسپارند.  

سینه سنگی این خانه صندوقچه اسرار انسان است که طی هزاره ها ،سرنیازبرصبوری شانه ی آن نهاده ، آرزوها وآمال خویشرا واگویه ی صاحب خانه نموده است.

چه درظلمت اعصارجاهلیت وچه در درخشش زمانه هدایت ، این خانه وصاحبش گوش دل سپرده اند به حاجات خلقی که فوج فوج می شتابند به سرایش آرزوهاشان در پیشگاه قبله حوائج .

هلا...هلا ...ای کسانی که به حکم قاعده سواربرتوسن تمکن واستطاعت، شتابان می کشانید خودرا به پای دیواره های سنگی این خانه ،مباد غافل شوید ازصاحب خانه که هم اینک در خانه تو، در شهرتو، در سرزمین تو، ودر جای جای این گوی بادپا که زمینش صداکنند، نشسته به نیوشیدن آوای آرزوهای بنی بشرهایی که از استطاعت قرصی نان نیز عاجزند .مباد سعیتان را صفایی نباشد به غفلت از هروله هاجران سرزمینتان که درپی خشک کامی کودکانشان مردوارانه در ظلمت این نامردستان می دوند ومیدوند ومیدوند.

حاجی احرام دگربند....که نوباوه نسلی جهیده ازکابوس خفتگی ،تمام قامت ایستاده به حرمت بیداری . نشانی از خانه سنگی نهاده بر کف وخداوندخانه رابه  شهادت خانه های کاغذی خوانده اند تا بنگرد عظمت اشرف آفرینش را ،و تا به فخری دوباره هی زندبر ملائک "...نگفتمتان میدانم آنچه را که نمیدانید...".

دخترکان وپسرکان سرزمین نور وبیداری خداوند خانه را به ضیافت کعبه های کاغذی خوانده اند که ملجاء وپناه آرزوهای معصومانه کودکان سرزمینمانندکه درظلمت بی تفاوتی شهری خوابزده معصومیتشان لگدکوب بی مهریها میگردد.

صاحب خانه را به ضیافتی خوانده اند که میهمان و میزبانش هموست به آیین اعتکاف .وبرکت این ضیافت حضورکریمانه ای است که دست کرم از آستین همت به درآورد به اجابتی خدایگونه برمعصومیت آرزوهای کودکان سرزمینمان. 

تا باد ،چنین بادا...

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد